الشيخ رسول جعفريان

501

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

ابن اسحاق مىگويد : زمانى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود كه به هر يك از سران يهود دست يافتيد او را بكشيد ، محيصّة بن مسعود از اوس يكى از تجار يهود را كه طرف تجارتى او بود به قتل رساند . برادر محيصه ، به وى اعتراض كرد اما محيصه گفت : حتى اگر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دستور به قتل تو نيز كه برادرم هستى مىداد ، تو را مىكشتم . محيصه گفت : دينى كه تو را تا به اينجا رساند ، بايد چيز شگفتى باشد . اين مسأله ، زمينه را براى اسلام آوردن محيصه فراهم كرد . « 1 » 2 - برخورد با مشركين حساسيت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در كشتن شعرايى كه در شعر خويش به هجو اسلام و مسلمانان و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مىپرداختند ، وقتى بهتر درك مىشود كه ما تأثير شعر را در عرب جاهلى بشناسيم . اين تأثير بىاندازه گسترده بوده و بلا فاصله در همه جا انتشار مىيافت . به گزارش مورخان يك يهودى ديگر با نام يسير بن رازم - يارزام - كه در خيبر بود و غطفانيها را براى حمله به رسول خدا تحريك مىكرد ، با فرستادن سپاهى به فرماندهى عبد الله بن رواحه به قتل رساند . « 2 » در فاصلهء ميان بدر و احد ، چند غزوهء كوچك كه در هيچ يك جنگى رخ نداد صورت گرفت . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم هفت شب پس از بدر به سراغ قبيله بنى سُليم رفت ؛ سه شب در آن منطقه ماند و بدون درگيرى بازگشت . ابوسفيان كه پس از بدر ، نذر كرده بود كه تا با محمد نجنگد زندگى طبيعى خويش را آغاز نكند ، در پنجم ذى حجهء سال دوم همراه دويست نفر به مدينه آمد . او مخفيانه به سراغ بنى النضير رفت . در آنجا حُيَّى بن اخطب در را به روى او باز نكرد . سپس به سراغ سلّام بن مشكم از يهود بنى النضير رفت كه به تعبير ابن اسحاق « صاحب كنز هم » بوده يعنى روابط مالى داشته‌اند او وى را نپذيرفت . آنگاه به منطقهء « عُرَيض » در مدينه آمده شمارى نخل و دو خانه را به آتش كشيد و يك انصارى را با كارگر او به قتل رساند و رفت . زمانى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم خبردار شد سپاهى بسيج كرده به دنبال آنها فرستاد . قريش زاد و توشه خود از جمله آردهاى خويش را رها كرده سريعتر رفتند . به همين دليل اين واقعه را غزوهء سويق مىنامند . مقدار زيادى از اين سويق نصيب مسلمانان شد . « 3 » اين حادثه نشان داد كه يهوديان هنوز خطر مهمى هستند و

--> ( 1 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، ص 58 ؛ البته در ادامه نقل ديگرى نيز در اسلام آوردن مخيصه آمده است . ( 2 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 285 ( 3 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 3 ، صص 45 - 44 ؛ المغازى ، ج 1 ، صص 182 - 181 ؛ طبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 30